حال من خوب است اما با تو بهتر میشوم

آخ تا میبینمت یک جور دیگر میشوم
 
1263-
ساعت ٤:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ خرداد ۱۳٩٥ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

در عکسهایش همیشه تنها بود

و من چه ساده لوحانه

عکاس را نادیده میگرفتم


ناراحتناراحت


 
1262- سوال ؟؟؟؟
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٥ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥


کشیده‌است به رسوایی و جنون، کارم

میان جمع بگویم که دوستت دارم؟!



 
1261- چشمانت
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٥ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

ولخرج ترین شاعر دنیا منم و بس

آنقدر غزل بابت چشمان تو دادم


قلب قلب


 
1260-
ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥


به خاطر آوردنت را دوست دارم


چه زیبا مرا از هم میپاشی


 
1259- ما زنها
ساعت ۳:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

زن را نمیشناسم

اما یک چیز را خوب میدانم

چوبه ی دار

گیوتین

صندلی الکترونیکی

و بمب اتم را زنها اختراع نکرده اند


 
1258- بگذار برود
ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ دی ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

آنکه رفتنی است به هیچ قیمتی نمیماند

نمیتوانی به چهارمیخش بکشی

بگذار برود.

اصرار نکن

پیش از آنکه غرورت را به باد بدهی؛ از فکرت بیرونش بینداز

و تا حد کافری انکارش کن

حتی اگر خدا باشد




#عباس_معروفی
کتاب خواهر پاپ


 
1257- خیابان
ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ دی ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

خیابان دو دل است

کسی می آید

کسی میرود 

 


 
1256- کسی چه میداند
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

کسی چه میداند 

 من امروز چند بار فرو ریختم

چند بار دلتنگ شدم

از دیدن کسی که

فقط پیراهنش شبیه تو بود


گاهی اوقات حسرت تکرار یک لحظه 

دیوانه ترین حس دنیاست


 


 
1255- جمعه
ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ آذر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥
 در سرت امروز بحث داغ آغوشم نبود


جمعه تعطیل است یا ما را ز خاطر برده ای؟


                      

 

 
1254-
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥


خوارزم بعد از حمله ی چنگیز خان حتّی


اندازه ی من بعدِ دیدار تو ویران نیست

 


 
1253- معشوقه ی منی
ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ آذر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

گیسو به هم بریز و جهانی ز هم بپاش

معشوقه بودن است و بریز و بپاش ها 


 
1252- بار دگر نه
ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آذر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

یک بار به من قرعه ی عاشق شدن افتاد

یک بار دگر؛ بار دگر؛ بار دگر نه .... 

 


 
1251- تـــــــــــــــــــو
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ آذر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

وقتی همه جا از غزل من سخنی هست

یعنی همه جا تو ؛ همه جا تو؛ همه جا تو ...

#محمدعلی_بهمنی 


 
1250- سایه ی تو
ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

من چه خاکی

سر آن خاطره ها بگذارم؟


تو اگر

سایه به دیوار کسی بگذاری؟؟؟


 
1249- حال این روزای من
ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

حالم چو دلیری است 

که از بخت بد خویش


در لشکر دشمن،

پسری داشته باشد 


 
1248- چمدان دست من و ....
ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

حالا که چمدانم را 

اینهمه سنگین و بی کلید بسته ام

تازه میپرسی کجا؟ از چه سبب؟

یعنی تو داستان دلبستگی های مرا

به همین چیزهای معمولی ندانسته ای؟

لااقل یک بفرمایید ساده، یک سکوت!!!!

 


 
1247- این چند هفته ی دوست داشتنی
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

نفس میکشد

واژه  در دفترم

دقیقاً دو هفته است

شاعر ترم

 


 


 
1246- مولانا
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٥ آبان ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

تا بداند که
شب ما به چه سان میگذرد

درد عشقش ده و
عشقش ده و 
بسیارش ده 


 
1245- جمعه
ساعت ٥:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ آبان ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

جمعه یعنی دلت از غصه بگیرد امّا

به همین بودنت از دور قناعت بکنم؟؟


 


 
1244- باز میلرزد دلم دستم. . .
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

 لحظه ی دیدار نزدیک است

باز من دیوانه ام مستم

باز میلرزد دلم دستم. ..


 
1243- این آرام بخش های لعنتی
ساعت ٢:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

آرام بخش ها
 
حافظه ام را پاک کرده اند

اما دلم میگوید:

من کسی را بسیار دوست میداشتم.  



 
1242- آینه
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ مهر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

آینه اتاقم را با آینه اتاقت عوض میکنی؟؟؟

این فقط مرا نشان میدهد

من میخواهم تو را ببینم

 


 
1241- این دل ساده باید بداند
ساعت ٥:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ مهر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

حالا مدام از پی نشانی تو

فنجان های قهوه را دوره میکنم

مدام این چشمهای بی قرار را

با بغض و بهانه های باران آشنا میکنم

مدام این دل درمانده را 

با باور برودت عشق

آشتی میدهم

باید این ساده بداند 

دیگر به خانه ی خواب و خاطره باز نخواهی گشت

#روز نوشته 

 


 
1240- پاییز
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

نه بهار با هیچ اردیبهشتی

نه تابستان با هیچ شهریوری

و نه زمستان با هیچ اسفندی

اندازه ی پاییز به مذاق خیابان ها خوش نمی آید

پاییز مهری دارد که به دل هر خیابانی مینشیند

 


 
1239- فتوا
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

آیت الله دلم اینگونه فتوا میدهد

فکر کردن به کسی غیر شما، فعل حرام است، حرام 


 
1238- کجایی؟
ساعت ۳:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

میگویند حواست کجاست؟

میخواهم دقیق جواب بدهم

امّا

جای دقیقت را نمیدانم


#فاطمه سرایی 


 


 
1237- دستم را بگیر
ساعت ۳:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥
 دستم را بگیر

تو به این دستها خیلی بدهکاری

همین دستها در نبودت ،

خیلی از کارهایی را کرده اند که وظیفه شان نبوده است

اشکهایی را پاک کرده اند که دوری تو مسببشان بوده

شعرهایی عاشقانه نوشته اند برایت...

حک کرده اند نامت را روی بخار شیشه ی اتاقم

شال گردن بافته اند برای روزهای سرد و برفی زمستان

از همان مربای شاتوت که دوست داری پخته اند برایت

پس بیا و دستم را بگیر

مرا رد کن از خیابان زندگی

 

 
1236- من و دنیا
ساعت ۳:٢۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

من به دنیا آمدم. دنیا نمی آید به من

فرق دارد فعل آورده شدن با آمدن ....


 
1235- برای خودت چای بریز
ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

بیدار میشوی

به خودت صبح به خیر میگویی

 برای خودت چای میریزی


تکیه می دهی به خودت


و فکر میکنی دلت باید برای چه کسی تنگ میشده است؟


که بی او این صبح شهریور


از گلویت پایین نمیرود.. 



 
1234- دلم اقرار میخواهد
ساعت ۸:۱٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

 بگو که عاشقم هستی، دلم تکرار میخواهد

برای با تو بودنها، دلم اصرار میخواهد 

 


 
1233- دور اما نزدیک
ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۳ امرداد ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

دلهای ما که به هم نزدیک باشد

دیگر چه فرقی میکند که کجای این جهان باشیم

 دور باش اما نزدیک

من از نزدیک بودن های دور می ترسم 


 
1232- تمام چیزهای خوب
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

تمام چیزهای خوب از جهان من رفته اند

عطرها ، مزه ها

و صدای دلنشین تو

تمام چیزهای خوب در دست تو بود 


 
1231- زودتر
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

زودتر از من بمیر

تنها کمی زودتر

تا تو آنی نباشی

که مجبور است راه خانه را تنها بازگردد

 


 
1230- دلتنگم
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

دلتنگم

و این درد کمی نیست

که پشت هیچ سیم تلفنی صدای تو نیست

 


 
1229- سهم من
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

سهم من از دنیا 

نداشتن است

تنها قدم زدن در پیاده روها

و فکر کردن به کسی که هیچ وقت نبود

 


 
1228- خلوت دوست داشتنی من
ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

سالهاست کسی خلوتم را به هم نمی زند

خلوتی

که تو را ندارد

به هم زدن نمیخواهد

 


 
1227- عشق الکی
ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

درس خواندی؟ چه خبر؟ حال شما؟ خوبی که؟

عشق پنهانی من پشت سوالی الکی!!!

 


 
1226- انتظار
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

بدترین کار این روزها

چک کردن پروفایل اشخاص خاص هستش

برای اینکه بفهمیم آنلاین هستند یا نه 

 


 
1225- خدا کند که بیایی
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ تیر ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

فکر کنم داری می آیی

که اینهمه گل

خودشان را به که کنار جاده رسانده اند

 


 
1224- یه خاطره ی کاملا شخصی
ساعت ٥:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

امروز از اون روزایی بود

که کلی حس متفاوت رو تجربه کردم.

آنقدر شوک زده بودم که تا یه ساعت اصلاَ نمیتونستم

برگه تصحیح کنم.

یه موقع ها  یه چیزایی حکم مسکن رو داره. 

مسیر مدرسه تا میدان جمهوری از اون مسیرهای محبوب منه
 


 
1223- سوال!!!
ساعت ٥:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

آیا شنیدن یه صدا آنهم از پای تلفن،

میتواند اینقدر خستگی را از تن بیرون ببرد؟؟؟

میتواند اینقدر انرژی زا باشد؟؟

 

 

 


 
1222- خدا نکند
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

خدا نکند کاری به جایی بکشد

که تو انجا نباشی 


 
1221- انتخاب رشته
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

امروز برای کارشناسی ارشد انتخاب رشته کردم. 

آخه چهل سالگی سن مناسبی برای خوندن ریاضی هست؟؟؟؟ 


 
1220- جرات
ساعت ٤:۳٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥


چه غمی بیشتر از این که تو جایی باشی


بود دور و برت باشم و جرات نکنم 


 
1219- دلیل از این محکم تر؟؟؟؟؟
ساعت ٦:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

دلیل اینکه آرومم

 

 

امید لمس دستاته


 


 
1218- ماه هاست!!!
ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

تو ماه را دوست داری

من

ماه هاست که تو را 

 


 
1217- دلتنگتم
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥


تا بوده همین بوده

همیشه دلتنگ اونی هستیم که نیست


و حوصله ی کسی رو نداریم که هست

بعد شکایت میکنیم از تنهایی!!!


 
1216
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

دلم براش تنگ شده خب !!!!

 


 
1215- دلم تنگته
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

دلم برات تنگ شده جونم

میخوام ببینمت نمیتونم

بین ما دیوارای سنگی

فاصله یک عمره میدونم 


 
1214- باید کسی باشد
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

همیشه باید کسی باشد

تا بغض هایت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد

باید کسی باشد که

وقتی صدایت لرزید بفهمد

اگر ساکت شدی بفهمد

اگر بهانه گیر شدی بفهمد 

 


 
1213- شنبه
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

چه جوری فردا بریم مدرسه آخه

این شنبه خیلی خر است...


 
1212- دلتنگی
ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ فروردین ۱۳٩٤ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

دلتنگی یعنی

به آسمون صاف آبی نگاه کنی

و خاطرات یه اتاق

نفست را بند بیاورد

دلتنگ یعنی

دست های عرق کرده ی تو

توی دست هایم نباشد 


 
1211- سال نو مبارک
ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

چند روز دیگر

امروز ، پارسال میشود

کمی ساده 

اندکی خنده دار

و قدری عادی

اما تو همان خوبِ همیشه ای

 


 
1210- نیازمندی
ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥


به یک مورد شادی نیازمندیم

ترجیحا پرنده داشته باشد برای تنهایی سوت و کورمان

آشنا عصر دلگیر جمعه

به غروب های دلگیر پاییزی

بیاید . در دفتر دل ما بی بها و اجاره اسباب بچیند 

کنارمان بماند 

و کشتی های ما را از غرق شدن نجات دهد

عادتمان بدهد به خنده

به یک مورد شادی بی منت نیازمندیم
 


 
1209- عشق
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥
وقتی که با منی

دوست دارم از چراغ های قرمز رد بشوم

شوقی کودکانه دارم برای میلیون ها برگ جریمه

ومیلیون ها  حماقت

 

 
1208- کاش می شد
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

روسری گلدارم را که اتو میکشم

بوی گل می پیچد توی اتاقم

کاش می شد

عکست را اتو بکشم


 


 
1207- !!!!!!
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

 


 
1206- او نمیدانست ...
ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

آن روزها نام مرا حتی نمیدانست

من عاشقش بودم ولی گویا نمیدانست

من مشت خود را باز کردم خط به خط خواندم

انگار او چیزی از این خط ها نمیدانست

 

 


 
1205- بی خبری
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

مثل هر شب هوس عشق خودت زد به سرم
چند ساعت شده از زندگی ام بی خبرم

این همه فاصله ده جاده و صد ریلِ قطار
بال پرواز دلم کو که به سویت نپرم؟

از همان لحظه که تو رفتی و من ماندم و من
بین این قافیه ها گم شده و در به درم

تا نشستم غزلی تازه سرودم که مگر
این همه فاصله کوتاه شود در نظرم

بسته بسته کدیین خوردم و عاقل نشدم
پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم

بی تو دنیا به درک! بی تو جهنم به درک!
کفر مطلق شده ام دایره ای بی وترم

من خدای غزل ناب نگاهت شده ام
از رگ گردن تو من به تو نزدیک ترم! 


 
1204- دلخوشی ها کم نیست
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

من به هر چی که تو رو یادم بیاره دلخوشم



 


 
1203- چه جوری؟
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

یه حسی رقته از قلبم، که پشتم کوهی از درده

چه جوری از دلم کندی؛ که اون حس برنمیگرده؟؟ 

 


 
1202- چرا؟؟؟؟
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

 اگه بدون عشق من، کنار هر کسی خوشی

به حرمت گذشته مون ، چرا منو نمیکشی؟؟؟

 


 
1201- با تو حس شعر در من بیشتر گل میکند
ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ دی ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

حال من خوب است، اما با تو بهتر میشوم

آخ تا میبینمت یک جور دیگر میشوم 


 
1200- یاد یک عشق
ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ دی ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

      مثل خاراندن یک زخم پس از خوب شدن

یاد یک عشق عذابیست که لذت دارد



 
1199- کدام؟؟؟
ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٠ دی ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

             مثل خنثی گر بمبی که دو سیمش سرخ است

                         مانده ام قید لبت را بزنم یا دل را 
       
                        


 
1198- تولدم مبارک ( 6 دی )
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ دی ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

یه موقع ها باورم نمیشه دارم میرم تو چهل سالگی



 
1197- حرفهای ناگفته
ساعت ٧:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ دی ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

چه نسل بیخودی هستیم. 

تمام حرفهایمان را تایپ کردیم جای گفتن




 


 
1196- آرام و بی دغدغه
ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ آذر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

  

ﯾﮏ ﻭﻗﺘﯽ؛...
برداشت های بد
ﺁﺯﺍﺭﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ!
ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﺪﻡ؛ ﺍﺯ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻫﺎ ...
ﺳﻮ ﺗﻔﺎﻫﻢ ﻫﺎ ..
ﻫﻤﻪ ﺍﺵ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ؛...
ﮐﻪ
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﺪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪﻡ ...
ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻗﻀﺎﻭﺗﻢ ﮐﻨﻨﺪ ...
ﻭﻗﺖ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺻﺮﻑ
ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ؛ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻥ ﺧﻮﺩﻡ ...
ﺭﻓﻊ ﺳﻮﺀ ﺗﻔﺎﻫﻢ ...
ﮐﻪ،...
ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻢ؛ﻣﻦ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ، ﻧﯿﺴﺘﻢ!ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ،
ﻗﻀﺎﻭﺗﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ...
ﺣﺎﻻ ﺍﻣﺎ ....
ﻣﻮﺿﻊ ﺍﻡ، ﺳﮑﻮﺕ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻭ
ﻧﮕﺎﻩ ﺷﺎﻥ ...
ﺳﮑﻮﺕ ﻭ ﺳﮑﻮﺕ ﻭ ﺳﮑﻮﺕ!
ﺗﺎﺯﮔﯽ ﻫﺎ،...
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻢ!
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﮐﻪ ﻻﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ؛...
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﮐﻮﺭ ﻭ ﮐﺮ!...
ﮐﻪ ﻧﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ،
ﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻨﻮﻡ ...
ﺩﯾﮕﺮ،...
ﻧﻪ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩﻥ ﺩﺍﺭﻡ!
ﻧﻪ ﺣﺘﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ...
.
.
.
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺟﺎﻥ ِ ﺩﻝ،
ﻣﻦ ،
ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻃﺮﺯ ﻓﮑﺮ
ﺁﺩﻡ ﻫﺎ نیستم ...
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺧﻮﺍﺳتند؛
ﺑﮕﻮﯾند ﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮐﻨند! ...
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ...
میروم ﺩﺭ ﻻﮎ ﺧﻮﺩم ،
ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺑﯽ ﺩﻏﺪﻏﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ خواهم کرد!

 
1195- میگن
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

ما که ندیدیم

ولی میگن خیلی حال میده

یکی واقعا" دوستت داشته باشه 


 
1194- رویش
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ آذر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥
 اگر حس روییدن در تو باشد، 

حتی در کویر هم رشد خواهی کرد.

دکتر شریعتی

 

 
1193- امروز
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ آذر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

امروز میتونه روز قشنگی باشه

اگه من این هنر رو داشته باشم که

قشنگ زندگی کنم

 


 
1192- هر روز
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ آذر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

زندگی هر روز

به شدت مشغول اثبات اینه که:

تازه کجاشو دیدی، این که چیزی نیست....

 


 
1191- انگیزه
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ آذر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

بر شانه هایت باز دنبال چه میگردی؟

انگیزه ی پرواز باید در دلت باشد.

 


 
1190- خاطره
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آذر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

همیشه خاطره ای هست 

که نفس آدمی را برای لحظاتی میگیرد...

 


 
1189- اما ...
ساعت ۳:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آذر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

دنبال دلتان بروید

اما عقلتان را هم با خود ببرید 

 


 
1188- گاهی
ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ آبان ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥


دلت بهانه هایی می گیرد
که خودت انگشت به دهان می مانی!!

گاهی دلتنگی هایی داری
که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی،

گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات، گاهی دلت
نمی خواهد دیروز را بیاد بیاوری،
انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که ...

گاهی فقط دلت می خواهد
زانوهایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای،

گوشه ترین گوشه ای که می شناسی
بنشینی و فقط نگاه کنی

گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود.

 
1187- فاصله
ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥


 
1186- چه کنم؟؟؟؟
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ آبان ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥
             من موندم
اگر توی اون دنیا نامه اعمال خوبم رو بدن دست راستم
اعمال بدمو بدن دست چپم




گوشیمو چیکارکنم؟؟!!!

 
1185- خیلی چیزها
ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

 بی تو اندیشیده ام کمتر به خیلی چیزها
می شوم بی اعتنا دیگر به خیلی چیزها


تا چه پیش آید برای من! نمی دانم هنوز
دوری از تو می شود منجر، به خیلی چیزها


غیر معمولی ست رفتار من و شک کرده اند
-چند روزی می شود- اینها به خیلی چیزها


دست خطت، عکس هایت، خاطرات کهنه ات
می زنند این جا به روحم ضربه خیلی چیز ها


هیچ حرفی نیست دارم کم کم عادت می کنم
من به این افکار زجر آور به خیلی چیزها


می روم هرچند بعد از تو برایم هیچ چیز...
بعد من اما تو راحت تر به خیلی چیزها...


 
1184- فقط ...
ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

فقط چند لحظه به من فکر کن

نگو لحظه چی رو عوض میکنه

همین چند لحظه برای یه عمر

همه زندگیمو عوض میکنه 

 


 
1183- شاید
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ مهر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥


 
1182-پنجشنبه است
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥
ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺍﺳﺖ...

و ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ آن هاﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺪﺍﺭﻣﺸﺎﻥ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ

ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻭ ﺑﻮﯼ ﺣﻠﻮﺍﯼ ﺧﯿﺮﺍﺕ

ﯾاد ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺭﻓﺘﻪ

ﻃﻌﻢ ﺗﻠﺦ ﯾﮏ ﻓﻨﺠﺎﻥ ﻗﻬﻮﻩ ﻓﻮﺭﯼ

ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻻﮐﺮﺩﺍر

ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻭ ﭘﺮﺳﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻫﺪﻑ

ﻏﺮﺑﺖ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻭ

ﺣﻠﻖ ﺁﻭﯾﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﻩ ﺍﺯ ﺗﯿﺮ ﭼﺮﺍﻍ ﺑﺮﻕ


ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ

ﺍﻧﺪﻭﻩ مرده ها

ﮔِﺰﮔِﺰ ﮐﺮﺩﻥ ﺯﺧﻢ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻫﺎ

ﺷﻮﺭﯼ ﺍﺷﮏ ﻫﺎ

ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﻭ

ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻫﺎی ﺯﯾﺎﺩ ﻭ

ﭘﺎ ﺩﺭ ﻫﻮﺍ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻣﯿﺎن این همه ﺧﺎﻃﺮﻩ

پنجشنبه است و

دلم گرفته است

 
1181- عشق گاهی...
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

کجروی های دلم این نکته را معلوم کرد

عشق حتی بار کج را هم به منزل میکشد

موجهای بیقرار و گوش ماهی ها که هیچ

عشق؛ گهگاهی نهنگی را به ساحل میکشد. 


 


 
1180- چالش سطل یخ
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ شهریور ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

بس کنید این چالش لعنتیو ...

همنوعانمان را آن سوی مرزها وحشیانه می کشند و ما بی خیال در عطش تابستان برای یکی از نادرترین بیماری های جهان، سطل آبی یخ بر سر می ریزیم و سر مست از حجم انساندوستی خود، نفسی تازه کرده و تصویرش را با جهان تقسیم می کنیم ... همدردی، هم حسی، غم شریکی، اگر در یک سطل آب می گنجید دیگر نیازی به این همه صحبت در باب درد بشر نبود... مرا به این چالش دعوت نکنید ... این یک چالش نیست، این چاله آبی است که یا به زودی بخار می شود یا می گندد.. مرا به عمق سرد ترین آب های جهان فرو کنید تا وجودم یخ بزند ، تا بفهمم زندگی چند ماه دیگر که زمستان آمد در کوه های سرد و بی رحم کردستان برای آن کودکی که مردان سیاه پوش همه آنچه که داشت بردند و آواره اش کردند، چه طعمی دارد... سطل آب تفریح تابستانه جالبی بود اما نه برای من ... پیدایشش حجم دردم را افزایش داد .. سطل آب را دوست ندارم ... سطل آب جهان را کور کرده است...

 


 
1179- حال من خوب است
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ شهریور ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥
"تو" کنارم باشی

من آنقدر میخندم که مبادا خنده ی دیگری را ببینی!

"تو" کنارم باشی

آنقدر به چشمانت خیره میشوم

که مبادا چشمان دیگری نگاهت را از من بدزدد!

"تو" کنارم باشی

من عمیق تر نفس میکشم که تمام عطرت سهم من باشد!

"تو" کنارم باشی

حال من خوب است.......♡

 
1178- متاسفم برای زنان سرزمینم
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

زنان ایرانى از شایسته ترین زنان جهان هستند. این یک شعار یا یک توهم نیست. کافى است ببینیم که امسال دو سوم شاگردان اول کنکور از دختران ایرانزمین بودند. کافى است نگاهى بیاندازیم به درصد دانشجویان دختر در دانشگاههاى ایران، پیش از سهمیه بندى هاى جنسیتىِ جمهورى اسلامى: ۶٧ درصد دانشجویان کشور. کافى است به درصد دختران فارغ التحصیل phd -دکترا- در ایران نگاهى بیاندازیم: درصد دختران با فاصله زیاد از پسران بیشتر است. در کمتر کشورى در جهان دختران و زنان چنین شایستگى هاى از خود نشان داده اند. اما هنگامى که به زنان شاغل در ایران نگاه میکنیم، به آمار تاسف بار ١٢ درصد میرسیم. یعنى حتى پایینتر از افغانستان با ١۶ درصد و پاکستان با ٢۴ درصد. به درصد مدیران بلندپایه زن در نظام کشور نگاهى بیاندازیم: زیر ١ درصد.


 
1177- BMW X۳
ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

ما یه بار تو خیابون بودیم،

یهو از پشت سرمون یه BMW X۳  اومد ویراژ بکشه بره،

پلیسه با بلندگو داد زد:

BMW ضربدر سه!!! چی کار میکنی؟؟!


 
1176- آی آدمها
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

آی آدم ها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید! 
یک نفر در آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پای دایم می زند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید.
آن زمان که مست هستید از خیال دست یاییدن به دشمن
آن زمان که پیش خود بی هوده پندارید
که گرفت استید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید.
آن زمانی که تنگ می بندید
بر کمر هاتان کمر بند
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می کند بی هوده جان، قربان!


 
1175- روز اول
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥
ﺯﺧﻢ ﻫﺎ" ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

ﺍﻣـــــﺎ

"ﺧـــﻮﺏ ﺷـــﺪﻥ"

ﺑﺎ

"ﻣﺜﻞ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﺷﺪﻥ"

ﺧﯿﻠﯽ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺭﻩ ..

 
1174- تاریخ و جغرافی
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

 زمان شاه ،

تو زمستون همیشه نیم متربرف روی زمین نشسته بود،

اما الان بارون هم نمیاد!!

انقلاب کردیم تاریخ عوض بشه، جغرافی عوض شد !!!


 
1173- ببخشید. شرمنده...
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

آهای دختر خانمی که قرار بود توی دانشگاه با هم تصادف کنیم

و جزوه هات بر
یزه رو زمین و من جمعشون کنم و بعد عاشقت بشم . . .

میخوام بگم برات آرزوی موفقیت دارم !

منتظرِ من نباش من کنکور گند زدم و نمیتونم بیام دانشگاه ...


 
1172- تولد
ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥
 امروز نه تنها هیچ کس تولدمو تبریک نگفت


بلکه حتی تولدم هم نبود

 
1171- نتایج اولیه ی کنکور
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

الان نتیجه ی یکی از بچه های پیش دانشگاهی ریاضی مونو  فهمیدم.

رتبه اش شده 519

خیلی خوشحالم براش.  

ستاره ی عزیز. همیشه موفق باشی 


یکی دیگه از بچه ها هم شده 859

یگانه جونم دیدی گفتم. برات بهترین ها رو آرزو میکنم 


 
1170- دلتنگی
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

کارمان به جایی رسیده

که باید جوری دلتنگ شویم که به کسی برنخورد


 
1169- احساس گناه
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

به یارو میگن از اینکه همسرت رو مرتب عزیزم صدا میزنی چه حسی داری؟

میگه احساس گناه

میگن چرا؟

میگه آخه اسمش یادم نیست....


 
1167- اگر ...
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

اگر درمان تویی

 

دردم فزون باد


 
1166- والیبال ایران و ایتالیا
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

خسته نباشی سانسور چی


 


 
1165- شازده کوچولو
ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥

امروز بالاخره اینو تموم کردم. 


 


 
1164- 28 تیر لعنتی
ساعت ۱:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥
بخشی از گرایشم به سمتِ شعر را مدیون تو 

و آلبوم‌های دکلمه‌ی شعرت بودم.

تو شعرهای سهراب سپهری و سید علی صالحی را

به نسل من معرفی کرده بودی...

هر یک از ما یک کاست نامه‌ها درخانه‌ی خود داشتیم.

در آن قحط‌سالِ صدا و ترانه

آن آلبوم و آلبوم‌هایی از آن‌دست تمام دار و ندار ما بودند.

تو حمید هامون را به نسل من هدیه کرده بودی

و ما هامون‌وار عاشق می‌شدیم،

هامون‌وار درد می‌کشیدیم و هامون‌وار شک می‌کردیم.

28 تیر سالگرد خسروی نازنین سینمای ایران


 

 
1163- لحظه های سکوت
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۳ : توسط : ♥فاطمه سرایی♥


لحظه های سکوتم

پرهیاهوترین دقایق زندگیم هستند

مملو از آنچه میخواهم بگویم و نمیگویم 

 


 
← صفحه بعد