حال من خوب است اما با تو بهتر میشوم

آخ تا میبینمت یک جور دیگر میشوم
 

این که می شنوی

صدای من است که تو را کم دارد

نه بوق های تلفن

نه این خطوط ساکت

نه صورتی که هر روز

از لابه لای کتاب ها

به من نگاه می کند

و نه زنی

که از لباس های رنگی

خیابان های رنگی

و مردهای زرد و قرمز و بنفش

بیزار است.

این صدای من است

که به کوچه می زند

خواب می بیند

و می ترسد از چادرهای سیاه

زنان سیاه

و دست هاشان بر دهان تو...



این صدای من است

که پیش از وقوع حادثه

در را باز می کند

دستت را می گیرد

می نویسد:

این خانه نم دارد

شاعر از آن می چکد
.

[ پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۳:٢٦ ‎ب.ظ ] [ ♥فاطمه سرایی♥ ] [ نظرات () ]