حال من خوب است اما با تو بهتر میشوم

آخ تا میبینمت یک جور دیگر میشوم
 

آقا گمانم من شما را دوست...

حسی غریب و آشنا را دوست...

نه !نه!چه می گویم فقط اینکه

آیا شما یک لحظه ما را دوست...؟

منظور من اینکه شما با من...

من با شما این قصه ها را دوست...

ای وای حرفم این نبود اما...

سردم شده آب و هوا را دوست...

حس عجیب پیشتان بودن

نه!فکر بد نه!من خدا را دوست...

از دور می آید صدای پا

حتی همین پا و صدا را دوست...

این بار دیگر حرف خواهم زد

آقا گمانم من شما را دوست...      نجمه زارع


 

 

[ یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ] [ ♥فاطمه سرایی♥ ] [ نظرات () ]