حال من خوب است اما با تو بهتر میشوم

آخ تا میبینمت یک جور دیگر میشوم
 

زخمم بزن، که زخم مرا مرد میکند
اصلا برای عشق سرم درد می کند

زخمم بزن که لا اقل این کار ساده را
هر یارِ بی وفایِ جوانمرد می کند

آن جا که رفته ای خودمانیم، هیچ کس
آنچه، دلم برای تو می کرد، می کند؟

در را نبسته ای که هوای اتاق را
بادِ خزانِ حوصله دلسرد می کند

فردا نمی شوی که نمی دانی عشق تو
دارد چه کار با من شبگرد می کند

خاکستر غروب تو هرروز در افق
آتش پرست روح مرا زرد می کند

عاشق بکُش که مرگ، مرا زنده می کند
زخمم بزن که زخم مرا مرد می کند

نجمه زارع 




[ یکشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٢:٤٢ ‎ب.ظ ] [ ♥فاطمه سرایی♥ ] [ نظرات () ]