1206- او نمیدانست ...

آن روزها نام مرا حتی نمیدانست

من عاشقش بودم ولی گویا نمیدانست

من مشت خود را باز کردم خط به خط خواندم

انگار او چیزی از این خط ها نمیدانست

 

 

/ 3 نظر / 19 بازدید
من هیچ، من نگاه

تلخی نداشتنت، شیرین ترین خاطره ی زندگیم است...

امیر

باران که بند بیاید تازه خاطره شروع می کند به چکه کردن !