1157- ما دهه شصتی ها

ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم 

کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودند

ما پولهایمان را می ریختیم توی قلک های نارنجکی و

می فرستادیم جبهه 

دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم 

توی روزنامه دیواری هایمان امام را دوست داشتیم 
 
شهید که می آوردند زار زار گریه می کردیم 

اسرا که برگشتند شاد شاد خندیدیم 

ما از آژیر قرمز می ترسیدیم 

ما به شیشه خانه هایمان نوار چسب می زدیم

از ترس شکستن دیوار صوتی 

ما توی زیر زمین می خوابیدیم از ترس موشک های صدام 

ما چیپس نداشتیم که بخوریم 

حتی آتاری نداشتیم که بازی کنیم 

ما ویدیو نداشتیم 

ما ماهواره نداشتیم 

ما را رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است 

ما خیلی قانع بودیم به خدا 

صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوب
پوشیده بود توی مجله های قدیمی 

یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش زبان

زنها توی فیلمهای تلویزیون ما، توی خواب هم روسری سرشان می کردند 

حتی توی کتابهای علوم ما زنها هم باحجاب بودند

ما فکر می کردیم بابا مامانهایمان،

ما را با دعا کردن به دنیا آورده اند
 

عاشق که می شدیم رویا می بافتیم،

موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم 

جرات نداشتیم شماره بدهیم، مبادا گوشی را بابایمان بردارند 

ما خودمان خودمان را شناختیم 

بدنمان را، جنسیتمان را یواشکی و در گوشی آموختیم 

هیچکس یادمان نداد

و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل

نسلی که

عشق و حالهایشان را توی «شهرنو»ها و کاباره های لاله زار کرده بودند 

و نسلی که دارد با «فارسی وان» و «من و تو» و «ایکس باکس» و «فیس بوک» بزرگ می شوند 

و جالب که هیچکدامشان ما را نمی شناسند و نمی فهمند

/ 6 نظر / 16 بازدید
فردین

سلام دوست عزیز وبلاگت واقعا خوبه ... ممنون میشم اگه به وبلاگ منم سر بزنی!!!!! راستی با تبادل لینک موافق؟؟؟؟ eshgbipayan76.blogfa.com

فردین

موافقی برای تبادل لینک؟؟؟؟

هامــــــــی ترین حامـــــــی

واقعا همینطور زندگی کردیم ما نسل سوخته دل و قانع که کسی از نسل های قبل و بعد ما هم هرگز درک نکردند که چه برما گذشت روزگارسختی که فقط باید هم نسل ما بوده باشن تا متوجه حرفای زیبای شما بشن زیبا بود و حرف دل بازهم مثل همیشه لذت بردم از حضورم در 2 اشتباه [گل][گل]

فرزانه

[تایید][تایید] [افسوس]

سارا

دهه شصت یعنی ... یعنی بیدار شدن با بوی نفت بخاری نفتی یعنی صف کیلومتری نون یعنی ویدئو قاچاق یعنی آتاری و میکرو یعنی برنج کوپنی یعنی فخرفروختن با کتونی میخی یعنی ادکلن کبرا و ویوا یعنی تلویزیون سیاه و سفید یعنی آدامس خروس نشان یعنی کارت بازی با دمپایی یعنی کپسول بوتان و پرسی یعنی نوار کاست یعنی بوی نفتالین لای رختخواب یعنی خریدن لبو و لواشک از سر کوچه ی مدرسه یعنی سوختگی نارنجی رنگ بلوز کاموایی یعنی نیمکت سه نفره پوشیدن لباس داداش بزرگه یعنی ساختن آدم برفی با لگن حموم یعنی بوی نم زیر زمین يعني چوبين و برونکا يعني تيله بازی یعنی اشکنه و خشیل قاشق زنی تو چهارشنبه سوری عاشق شدن از پس پرده حيا و شرم یعنی صدای آژیر قرمز یعنی سریال اوشین یعنی نامه پسر همسایه دهه شصت يعنی من يعنی تو يعنی ما !

سارا بانو

[بغل]همه اینا که گفتی درست ولی من حاضر نیستم یه ثانیه از دهه شصت رو با دهه هفتاد و هشتاد و نود عوض کنم، اصن به نظرم ماها زندگی کردیم نه اونایی که قبل از ما بودن و نه اینایی که بعد از ما اومدن و میان. سارا متولد 61