1162- تو میدانستی

کودکی که با لواشک گاز زده اش
در نیمکت آخر کلاس
غافلگیر شده

 

 

 


بدهکاری
 که تلفن را بر میدارد
و به صدای آن سوی خط میگوید: خانه نیستم


مظنونی که 
دست مصنوعی اش را
در صحنه جرم جا گذاشته


همه ی اینها من بودم !

وقتی که میگفتم
دوستت ندارم 
و تو میدانستی

دارم دروغ میگویم 

 

 

/ 3 نظر / 15 بازدید
محمد

عاشقه این متنم... این خوده منه

ایمان

شعر آقای ابراهیم پور امیداوار بودم تو اینترنت نبوده باشه تا خودم اول بزارم تو فیس بوکم ولی نشد!!! [لبخند]

گیاهخوار

[گل]